فرم در حال بارگذاری ...
سلام
اولین مطلبم رو میخوام اینطور آغاز کنم!
از پدرم سحرخیزی را یادگرفتم صبح خیلی زود به مغازه میره!منم از وقتی شروع به کار کردم صبح زود میرم دفتر! پریروز بود در حین انجام کار تصویری ذهنم را مشغول کرد زنی حدوداً 65 ساله یک فرغون دستش بود و تعدادی بسته نوشابه و پفک داخل فرغون گذاشته بود و چون مسن بود و جسه نحیفی داشت به سختی حرکتش میداد یه 5دقیقه ای طول کشید تا از جلوی دفتر رد شد !نمیتونستم نگاهم رو ازش بگیرم دیگر حواسم به کار نبود ارباب رجوع رو ازش عذرخواهی کردم و زدم بیرون برایم عجیب بود هیچکس توجهی به این زن نداشت هرکس رد میشدحتی نگاه هم نمی کرد !خیلی دلم برایش سوخت خودم را به او رساندم و برایش ماشین گرفتم !فقط اشک میرخت نوشابه ها را برای فروش میخواست گفت فرزندی ندارم و یارانه ام کفاف زندگیم را نمیدهد!
زندگی ما ادما این روزها شاید کمی شبیه این مادربزرگ باشد کسانی را میشناسیم که به نان شب محتاجند همسایه ای را میشناسم که شش ماه است برنج و گوشت نخورده است !و از همه بدتر در این شرایط بد اقتصادی خانوادهایی که گرفتار چشم و هم چشمی هایی هستند که فلانی جهیزیه دخترش اینطوره باید مال دختر من هم کلکسیونی از برندهای مختلف روز دنیا باشه و اینجا پدران بدبخت که نمیدانند از کجا در بیاورند و کجا خرج شود!نمیدانم شاید من بد برداشت میکنم !بیایید در این شرایط عاقل باشیم و فکر کنیم !جایی خوندم که گفتن دارایی دو نفر رو اگه ازشون بگیرن میشه برای 26 هزار نفر خونه 50 متری خرید نمیدونم چقدر صحت داره اما ای کاش این دوتا عاقل باشن !جای دیگه خوندم فلانی برندبازه!محجبه برندبازه!یکی دیگه گفته پدرش حقشو از سفره برداشته! ای کاش اینا هم عاقل باشن! به قول جناب خان :بسلامتی پشه که به اندازه نیازش خون میمکه!بیایید عاقل باشیم و با انصاف!
فرم در حال بارگذاری ...